در اين فصل به تجزيه و تحليل اطلاعات پرداخته شده است. در ابتدا آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق سپس نرمال کردن داده‌هاي تحقيق و درنهايت آزمون فرضيه‌هاي تحقيق مورد بحث قرار گرفته است.

جدول 4-20- خلاصه نتايج حاصل از آزمون فرضيات
فرضيه
شرح نتيجه فرضيه
فرضيه (1)
بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه (2)
بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه (3)
بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه (4)
بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه (5)
بين سود آوري شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه (6)
بين سود آوري شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد.

فصل پنجم
نتيجه‌گيري و پيشنهادها

5-1- مقدمه
هدف از انجام هر تحقيق و پژوهشي ارائه جواب به سوالات تحقيق و نتيجه‌گيري در خصوص فرضيات تحقيق مي‌باشد تا بتوان در نهايت در خصوص موضوع تحقيق و مساله پژوهشي به نتيجه‌گيري پرداخت. “نتيجه‌گيري” مرحله نهايي کارعملي هر تحقيق مي‌باشد. اين مرحله از تحقيق به چند دليل حايز اهميت است. همه نتايج تحقيق در اين قسمت مشخص مي‌شوند و خلاصه‌اي از يافته‌ها و ايده‌هاي فرايند علمي تحقيق را بيان مي‌کند. بسياري از خوانندگان تنها به نتايج تحقيق توجه دارند و مهمتر از همه اينکه حاصل تحقيق آن چيزي است که در نتيجه‌گيري به دست مي‌آيد(عزتي، 1376).
اطلاعات باعث افزايش دانش تصميم گيرندگان و کاهش ميزان ترديد آنان مي گردد. يکي از مهم ترين عوامل توسعه ي اقتصادي کشورها، وجود سيستم هاي اطلاعاتي مناسب مي باشد. حسابداري يک سامانه ي اطلاعاتي است و در بنگاه هاي اقتصادي به مثابه ابزاري مؤثر در فرآيند تهيه و ارائه اطلاعات مالي، به منظور تصميم گيزي هاي آگاهانه ي استفاده کنندگان، مورد توجه قرار دارد. اصولا تمامي مراحل پژوهش در راستا و جهت رسيدن به آگاهي براي نتيجه‌گيري صورت مي‌پذيرد. پژوهش حاضر نيز در فصول قبل به کليات موضوع پژوهش، مباني نظري، روش پژوهش و در نهايت بررسي يافته‌ها و تجزيه و تحليل آنها پرداخته است تا در اين بخش ضمن ارائه نتايج حاصل از بررسي‌هاي صورت گرفته و آزمون فرضيات با توجه به نتايج حاصله پيشنهاداتي براي اجرا و همچنين پژوهش‌هاي آتي ارائه نمايد. با توجه به ضرورت حسابداري مديريت و شناخت رفتار هزينه ها در راستاي مديريت بهينه ي آنها، در اين تحقيق به بررسي رابطه ساختار هزينه با رفتار هزينه ها پرداختيم.

5-2- خلاصه نتايج حاصل از پژوهش
5-2-1- خلاصه نتايج حاصل از مطالعات نظري
مطالعه رفتار هزينه علاوه بر محققان دانشگاهي براي افرادي که حرفه آنها با فعاليتهاي شرکتها در ارتباط است، از اهميت بسياري برخوردار است. در مدل رايج رفتار هزينه که در ادبيات حسابداري پذيرفته شده است، هزينهها براساس تغيير نسبت سطح فعاليت به دو دسته هزينه هاي ثابت و هزينههاي متغير تقسيمبندي ميشوند. در اين مدل هزينههاي متغير متناسب با تغيير در محرک هزينه تغيير ميکنند. بدين معني که ميزان تغيير هزينهها به ميزان تغيير سطح فعاليت ها بستگي دارد نه جهت تغيير (اندرسون و لانن48،2007).
دليل وجود چسبندگي هزينهها توسط مدل جايگزين رفتار هزينه توجيه ميشود. در اين مدل فرض ميشود که مديران بطور سنجيده منابع را در پاسخ به تغيير حجم فعاليت، تعديل ميکنند. اين مدل ميان هزينههايي که متناسب با تغيير حجم فعاليت، تغيير ميکنند و هزينههاي تعديل منابع توسط مديران تفاوت قائل ميشود. در دورههاي کاهش فروش، درباره تقاضاي آتي ابهام وجود دارد. از سوي ديگر، اگر مديران منابع را کاهش دهند، تحصيل مجدد منابع، موجب تحمل هزينههاي تعديل ميشود. از اينرو مديران، کاهش هزينهها را تا زمان کسب اطمينان از پايداري رکود تقاضا به تعويق مياندازند(مديروس و کوشتا49،2004).
اساس بسياري از تصميمات مديريتي، دانش چگونگي تغيير هزينهها به عنوان تابعي از سطح فعاليت است. در همين ارتباط ،گاريسون و نورين50(2001) معتقدند که تلاش براي اتخاذ تصميمات بدون دانش کاملي از هزينههاي مرتبط و نحوه تغيير آنها نسبت به سطح فعاليت ممکن است به پيامدهاي نامساعدي بيانجامد. در ادبيات حسابداري در مورد رفتار هزينه، چندين ديدگاه وجود دارد. کاريسون و نورين (2001) و هورن کرن و همکاران51 (2006) اظهار کردهاند که صرف نظر از جهت تغيير( کاهش يا افزايش)، هزينهها به تغييرات سطح فعاليت واکنش نشان ميدهند. درحاليکه نورين و سودرستروم52 (1997) و اندرسون و همکاران (2003) معتقدند که افزايش هزينهها در دورههاي افزايش سطح فعاليت، بيشتر از کاهش هزينهها در دورههاي کاهش سطح فعاليت است به همين دليل ، کاهش هزينهها موجب ايجاد چسبندگي در هزينهها ميشود.
اطلاعات حسابداري مديريت غالباً از طريق وظيفه جلب توجه مي کند براي مثال فرض کنيد که هزينه هاي ثابت و متغير ارائه خدمات به صورت دستي به نحوي چشمگير بيش از مبلغ بودجه باشد، به عبارتي ديگر انجام خدمات از اين طريق مقرون به صرفه نبوده و مي بايست راههايي جديد جستجو شود. اطلاعات حسابداري مديريت به مديران کمک مي کند که ساختار تصميم را تعيين کنند، به اين ترتيب هزينه هاي ارائه خدمات از دو طريق “دستي” و “رايانه اي” محاسبه و جهت اخذ تصميم در اختيار مديريت قرار داده مي شود. اين شاخه از حسابداري از يک سو گذشته نگر و از طرف ديگر آينده نگر است، اينکه محصولات و خدمات به چه هزينه اي به بازار عرضه شوند تا ضمن رقابت با رقبا، سودي معقول نيز براي موسسه کسب گردد نشان از آينده نگري اين سيستم مي باشد
با توجه به اينکه بخش هاي خدماتي در اقتصاد فعلي کشور در حال رشد و گسترشي سريع است، به موازات آن تکنيکهاي حسابداري مديريت نيز بايد با توجه به نيازهاي اطلاعاتي واحدهاي فعال در اين بخش مورد ارزيابي مجدد قرار گرفته و با اين نيازها هماهنگ شوند. تفاوت اساسي بين موسسات خدماتي و توليدي آن است که اغلب خدمات همزمان با توليد به مصرف مي رسند، به بيان ديگر نمي توان خدمات را همانند کالاها در انبار نگهداري کرد، اما بسياري از تکنيکهايي که براي اندازه گيري بهاي تمام شده و سنجش عملکرد واحدهاي توليدي ابداع شده، در بخش خدمات نيز با موفقيت بکار گرفته شده است، پس در راه توسعه روشهاي حسابداري مديريت، همواره بايد نيازمنديهاي واحدهاي مختلف بخشهاي خدماتي نيز مد نظر قرار گيرد. امروزه با ايجاد تحول در سيستم‌هاي توليد و خدمات، مديريت با پيچيدگي و تغييراتي شديد روبرو شده بنحوي که به تنهايي نمي‌تواند نسبت به محيط خود در سازمان شناختي كافي داشته باشد. به همين دليل ضرورت پيدا كرد كه سيستمي بوجود آيد كه مديريت را در امر شناسائي مشكل، تعيين اهداف، شناسايي دقيق مسئله، تعريف راه حلهاي ممكن، ارزيابي اين راه حلها، انتخاب يك راه حل بهينه، اجرا، كنترل و ارزيابي آن كمك كند. نقش حسابداري مديريت عبارت از تهيه و ارايه اطلاعات مرتبط و سودمند براي كمك به مديريت در برنامه‌ريزي فعاليتها، اعمال كنترل مديريت و تصميم گيري عقلائي در جهت تحقق اهداف سازمان است. البته صرف ارايه اطلاعات نمي‌تواند مديريت را در انجام وظايف خود ياري كند بلكه اطلاعات ارايه شده بايد داراي ويژگيهايي باشد كه مديريت از آن در فرآيند تصميم‌گيري استفاده کند. بنابراين سيستم اطلاعاتي حسابداري مديريت با هدف كمك به مديران در امر تصميم‌گيري بوجود آمد و همگام با گسترش و پيچيده شدن سيستم توليد، و ارائه خدمات، رشد و گسترش پيدا كرده است. بديهي است تلفيق سيستم اطلاعاتي حسابداري با اهداف و روشهاي مديريت هزينه، روندي فزاينده در جهت کاهش هزينه ها و کمک به افزايش سودآوري را در پي خواهد داشت.

5-2-2- خلاصه نتايج حاصل از تجزيه و تحليل داده ها
در مرحله برنامهريزي مديران به اطلاعات مربوط به گرايش هزينهها جهت پيش بيني هزينههاي آتي نياز دارند. ضمن آنکه تابع بودن هزينهها از در آمدها نيز در جهت برنامه ريزي هاي مورد توجه مديران قرار مي گيرد. بنابراين شناسايي نحوه تاثير پذيري هزينه ها از تغييرات در آمد، اهميت پيدا مي کنند. از طرف ديگر موضوع تاثير پذيري ساختار سرمايه از تصميمات مديران (انعطاف پذيري هزينه ها) مي توانند هزينههاي نمايندگي و به تبع آن تئوري نمايندگي را مطرح سازد. بنا براين اين تحقيق به شناسايي يکي از هزينههاي بالقوه نمايندگي و کنترل آن به وسيله حاکميت شرکتي را مد نظر دارد. بنابراين در اين راستا تاثير رفتار هزينه ها را بر ساختار سرمايه مورد بررسي قرار داديم. فرضيه اصلي تحقيق بر داشتن رابطه بين ساختار سرمايه با رفتار هزينه ها (عدم انعطاف پذيري هزينه ها) تاکيد مي کند. براي بررسي اين روابط، ساختار سرمايه را در دو سطح اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري تقسيم گرديد.

5-2-2-1- نتايج حاصل ازآزمون فرضيه فرعي اول
بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد. مقدار sig متغير مستقل عدم انعطاف پذيري هزينه ها(000/0) بيانگر تاثير عدم انعطاف پذيري هزينه ها درسطح اطمينان 95/0 بر متغير وابسته (اهرم مالي مبتني بر قيمت دفتري) است. بنابراين فرضيه‌ اول تاييد مي‌شود. همچنين مقدار ضريب متغير عدم انعطاف پذيري هزينه ها برابر با (-0.292241) مي‌باشد که نشان‌دهنده وجود رابطه ضعيف ولي منفي بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر قيمت دفتري مي‌باشد.

5-2-2-2- نتايج حاصل ازآزمون فرضيه فرعي دوم
بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد. مقدار sig متغير مستقل عدم انعطاف پذيري هزينه ها(000/0) بيانگر تاثير عدم انعطاف پذيري هزينه ها درسطح اطمينان 95/0 بر متغير وابسته (اهرم مالي مبتني بر قيمت بازار) است. بنابراين فرضيه‌ دوم تاييد مي‌شود. همچنين مقدار ضريب متغير عدم انعطاف پذيري هزينه ها برابر با -0.200164 مي‌باشد که نشان‌دهنده وجود رابطه ضعيف ولي منفي بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر قيمت بازار مي‌باشد.

5-2-2-3- نتايج حاصل ازآزمون فرضيه فرعي سوم
بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد. مقدار sig متغير مستقل اندازه شرکت (0034/0) بيانگر تاثير اندازه شرکت در سطح اطمينان 95/0 بر متغير وابسته (اهرم مالي مبتني بر قيمت دفتري) است. بنابراين فرضيه‌ سوم تاييد مي‌شود. همچنين مقدار ضريب متغير عدم انعطاف پذيري هزينه ها برابر با 0.019523 مي‌باشد که نشان‌دهنده وجود رابطه ضعيف ولي مثبت بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر قيمت دفتري مي‌باشد.

5-2-2-4- نتايج حاصل ازآزمون فرضيه فرعي چهارم
بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد. مقدار sig متغير مستقل اندازه شرکت (0001/0) بيانگر تاثير اندازه شرکت درسطح اطمينان 95/0 بر متغير وابسته (اهرم مالي مبتني بر قيمت بازار) است. بنابراين فرضيه‌ چهارم تاييد مي‌شود. همچنين مقدار ضريب متغير اندازه شرکت برابر با 0.025078 مي‌باشد که نشان‌دهنده وجود رابطه ضعيف مثبت بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر قيمت بازار مي‌باشد.

5-2-2-5- نتايج حاصل ازآزمون فرضيه فرعي پنجم
بين سودآوري شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید