انجام گرفته رفتار هزينهها در سطوح مختلف تغيير درآمد فروش را مورد بررسي قرار داده است و نتايج آن به شرح زير است:
1. هزينههاي توزيع و فروش و عمومي و اداري و بهاي تمام شده کالاي فروش رفته در سطح پايين تغيير درآمد فروش چسبنده نيستند.
2. ميزان چسبندگي هزينه ها در صنايع مختلف با يکديگر متفاوت است.
به عبارتي نتايج اين تحقيق نشان ميدهد که هزينههاي توزيع و فروش و عمومي و اداري و بهاي تمام شده کالاي فروش رفته وقتي درآمد فروش تغييرات کمي داشته باشند(کمتر از 7%) رفتار چسبندگي ندارند اما وقتي درآمد فروش بيشتر از 10% تغيير کند چسبندگي اين هزينهها نمودار ميشود.
کالجا،توماس و استريالوس(2005) در پژوهش خود چسبندگي هزينههاي عملياتي را مورد بررسي قرار دادهاند،تحقيق آنها نشان ميدهد که هزينهها در زمان افزايش سطح فعاليت بيشتر افزايش پيدا ميکنند تا زمان کاهش سطح فعاليت اين هزينهها که چسبنده ميباشند، با مدل سنتي هزينهيابي که در آ”ن فرض بر آن است هزينهها متناسب با فعاليتها عمل ميکنند متناسب ميباشند. در اين تحقيق نتيجهگيري ميشود که هزينههاي عملياتي با افزايش 1% درآمد فروش، 97% افزايش مييابد اما با کاهش 1%، درآمد فروش 91% کاهش مييابد. اين تحقيق در نمونهاي از شرکتهاي امريکايي، فرانسوي، روسي و آلماني انجام شده است.
نتايج اين تحقيق به شرح زير است:
1.هزينههاي عملياتي شرکتهاي فرانسوي و آلماني چسبنده تر از هزينههاي عملياتي شرکتهاي روسي و امريکايي هستند.
2.نوع صنعت و نوع شرکت بر چسبندگي هزينه تاثير دارد.
3.يکي از دلايل چسبندگي بيشتر هزينهها در شرکتهاي فرانسوي و آلماني به روسي و آمريکايي تفاوت در سيستمهاي مالياتي اين کشورها ميباشد.
بنكروهمكاران (2006) با بررسي رابطه خوشبيني مديريتو رفتارهزينهها نشان دادنـد، در صـورت افـزايش (كـاهش)فـروش، هرچـه خوشبيني (بدبيني) مديريت بيشتر باشد، ميزان افزايش (كـاهش) هزينهها بيشترميشود و به هنگام افزايش فروش، هرچه پيشبيني تحليلگران از فروش آتي بيشترباشد، تعدي?ت افزايشيهزينهها بيشترميشود
جوليا و البرتس (2008) در مقاله خود رابطه بين چسبندگي هزينه ها و محافظه کاري شرطي را مورد آزمون قرار دادند. تحقيق آنها، براي يك دوره 17ساله از سال 1988 تا 2004 بود. آنها براي اندازه گيري چسبندگي هزينه از مدل آندرسون و همكارانش و براي اندازه گيري محافظه کاري از مدل باسو استفاده کردند. نتايج تحقيق آنها نشان داد که افزايش در چسبندگي هزينه ها باعث افزايش در محافظه کاري مي شود.
هامبورگ و ناسيو (2008) مدارکي را به دست اوردند که نشان مي داد چسبندگي هزينه ها به صورت نامتقارن به رابطه بين سود و بازده اثر مي گذارد همچنين چسبندگي هزينه ها به عدم تقارن زماني در امدها منجر مي گردد. انها همچنين در يافتند عدم تقارن زماني در امد ها هم از سود تعهدي و هم جريان نقدي عملياتي تاثير مي پذيرد. علاوه بر ان نتايج بدست امده از تحقيق مزبور نشان داد چسبندگي هزينه ها عدم تقارن زماني در امد ها را بيشتر از فاکتور هاي حسابداري تحت تاثير قرار مي دهد.
بلکريشنان و سودرستورم (2008) چسبندگي هزينه ها را در بيمارستان هاي کاليفورنيا مورد بررسي قرار داد جمع هزينه ها و هزينه هاي نيرو انساني سطح قابل توجهي از وجود چسيندگي را نشان داد.اين تحقيق هزينه هاي امور خدماتي بخشها و همچنين هزينه ها ي مراقبت ا بيمار ها رابه صورت جداگانه بررسي نمود وجود چسبندگي در هزينه هاي مزبور به اثبات رسيد.
يافته هاي کاما و ويس (2010) نشان داد که هدف گذاري سود توسط مديريت از شدت چسبندگي هزينه ها مي کاهد انگيزه ها و خط مشي هاي شرکتي به کاهش هزينه ها غير ضروري در شرکت منجر مي گردد و در نتيجه آن هزينه چسبندگي کمتري نسب به کاهش و افزايش سطح توليدات نشان مي دهد.
ياسوكاتا وكاجيوارا (2011) به بررسي ارتباط تصـميمات سـنجيده مـديران بـا چسـبندگي هزينـههـا پرداخته و نشان دادند اگرمديران انتظار افـزايش فـروش در آينـده را داشـتهباشـند، چسـبندگي هزينهها افزايش مييابد. نتايج اين مطالعه همچنـين نشـان داد، ميـزان خـوشبينـي مـديران درپيشبيني فروش آتي، رابطهمعناداري با چسبندگي بهاي تمام شده فروش ندارد، اما با چسبندگي هزينههاي فروش، عمومي و اداري ارتباط مثبتدارد.
بنكـروهمكـاران بـا بررسـي رابطـه خوشبيني مديريتو رفتارهزينهها نشان دادنـد،در ـورتافـزايش (كـاهش) فـروش،هرچـه خوشبيني (بدبيني) مديريت بيشتر باشد، ميزان افزايش (كـاهش) هزينـههـا بيشـترمـيشـود وبههنگام افزايش فروش، هرچه پيشبيني تحليلگران از فروش آتي بيشترباشد، تعدي?ت افزايشي هزينهها بيشترميشود
بلکريسنان (2011) نشان داد که ساختار هزينه ها در شناسايي و مطالعه چسبندگي هزينه داراي اهميت است انها در يافتند در شرکت هايي که هزينه ها غير قابل کنترل بيشتري دارند (هزينه هاي ثابت) هزينه ها از چسبندگي بالا تري بر خوردارند.
بنکر و ديگران (2011) اشاره مي کنند که شدت چسبندگي هزينه ها از حسابي به حساب ديگر و از صنعتي به صنعتي ديگر و از کشوري به کشور ديگر مي تواند متفاوت باشد. انها همچين بيان مي دارند اثرات تغييرات مقطعي و سري زماني مي توانند در چسبندگي ها اشکار گردند.

2-4-2- پژوهشها داخلي
شافعي و محمدزاده مقدم(1389) در مقاله اي تحت عنوان شواهد رفتار چسبندگي هزينه ها در شرکت هاي ايراني و مطالعه تطبيقي آن با کشور هاي انگليس، آمريکا، آلمان و فرانسه در دوره زماني 85-1380 به اين نتيجه رسيدند که در ازاي 1 درصد افزايش در سطح فروش، هزينه هاي اداري، عمومي و فروش(SG&A) 43 درصد افزايش مي يابد؛ در حاليكه در ازاي 1 درصد كاهش در سطح فروش هزينه هاي اداري، عمومي و فروش 32 درصد كاهش مي يابد.
نمازي و دواني پور(1389) به بررسي تجربي رفتار چسبندگي هزينه ها در بورس تهران پرداختند. نتايج اين پژوهش كه بر اساس اطلاعات شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، براي يك دوره 10 ساله از سال 1377 تا 1386است، نشان مي دهد در ازاي 1 درصد افزايش در سطح فروش، هزينه هاي اداري، عمومي و فروش 65 درصد افزايش مي يابد؛ در حاليكه در ازاي 1 درصد كاهش در سطح فروش هزينه هاي اداري، عمومي و فروش 41 درصد كاهش مي يابد. همچنين نتايج براي50 شركت فعال در بورس و صنايع مختلف نيز ارايه شده است. در اين پژوهش همچنين چگونگي تغيير در شدت چسبندگي هزينه ها در دوره هاي زماني متفاوت و در ميان شركت هاي مختلف بررسي شده است. نتايج نشان مي دهد، شدت چسبندگي هزينه ها در دور ه هايي كه در دوره قبل از آن كاهش درآمد رخ داده، كمتراست. همچنين شدت چسبندگي هزينه ها براي شركت هايي كه نسبت جمع داراييها به فروش بزرگتري دارند، بيشتر است.

فصل سوم
روش‌ شناسي تحقيق

3-1- مقدمه
پژوهش عبارت است از فرآيند جستجوي منظم براي مشخص كردن يك موقعيت. بنابراين پژوهش فرآيندي است كه از طريق آن مي‌توان درباره ناشناخته‌ها به جستجو پرداخت و نسبت به آنها شناخت لازم را كسب كرد. در اين فرآيند، از چگونگي گردآوري شواهد و تبديل آنها به يافته‌ها تحت عنوان “روش‌شناسي” ياد مي‌شود. روش علمي يا روش پژوهش علمي، فرآيند جستجوي منظم براي مشخص كردن يك موقعيت نامعين است. همان‌گونه كه ذكر شد روش تحقيق علمي، فرآيند جستجوي منظم براي مشخص كردن يك موقعيت نامعين است و از مراحل منظم و پيوسته‌اي تشكيل مي‌شود تا امر تحقيق علمي را از آغاز تا پايان امكان‌پذير نمايد.
در فصل اول به تشريح کلياتي درباره موضوع پژوهش پرداخته شد. فصل دوم به بيان ادبيات و سابقه پژوهش اختصاص داشت. موضوع اين فصل، تشريح روش اجرايي پژوهش است. در بخش ابزار اندازه گيري درباره موضوعاتي از قبيل طراحي سؤالات پرسشنامه ها، نوع سؤالات و نحوه اجراي پرسشنامه مطالبي بيان مي شود. در ادامه، قابليت اطمينان و اعتبار پرسشنامه، نحوه جمع آوري اطلاعات و روش هاي آماري مورد استفاده براي تجزيه و تحليل اطلاعات تشريح مي شود.

3-2- فرضيه‌هاي تحقيق
بيان مسئله تنها به صورت کلي پژوهش را هدايت مي کند و تمام اطلاعات ويژه پژوهشي را در بر ندارد، از طرفي ديگر درصورتي که کليه اطلاعات پژوهشي را در مسأله مطرح کنيم مسأله به گونهاي بزرگ ميشود که تدبير و هدايت آن امکانپذير نيست، بنابراين مسأله هرگز به صورت عملي حل نخواهد شد مگر اينکه به فرضيه يا فرضيه‌هايي تبديل شود. رابطه فرضيه با تحقيق مثل رابطه راه با مسافرت است.
فرضيه ها از نظريات گذشته استناج ميشود و چراغ راه مطالعات جديد هستند متغيرها، فرضيهها را به صورتي نشان مي دهند که محققان رفتاري و مديريتي بتواند آنها را مشاهده و اندازه گيري کنند. فرضيه حدس بخردانهاي درباره رابطه دو يا چند متغير است که به صورت جملهي خبري بيان شده ونشانگر نتايج مورد انتظار مي باشد. اين تحقيق داراي شش فرضيه مي باشد که با هدف بررسي رابطه ساختار هزينهها با ساختار سرمايه تدوين شده است در آن روابط سود اوري و اندازه شرکت با ساختار سرمايه بررسي شده است.
فرضيه اول: بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه دوم: بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه سوم: بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه چهارم: بين اندازه شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه پنجم: بين بين سود آوري شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه ششم: بين بين سود آوري شرکت و اهرم مالي مبتني بر ارزش بازار رابطه معني داري وجود دارد

3-3- تبديل فرضيه هاي پژوهشي به آماري
هدف از تبديل فرضيه پژوهشي به فرضيه آماري، توانمند کردن محقق در آزمون کردن فرضيه است. به طور کلي هدف از آزمون فرضهاي آماري ، تعيين اين موضوع است که با توجه به اطلاعات به دست آمده از نمونه ، حدسي که در باره خصوصيتي از جامعه زده‌ايم، قوياً قابل تأييد است يا خير؟ فرضيه هاي آماري، جملهها يا عبارتهايي هستند که با استفاده از نمادهاي آماري و به صورت پارامتر نوشته مي شوند و نقش آنها هدايت پژوهشگر در انتخاب آزمون آماري است. فرضيههاي آماري به دو دسته تقسيم مي‌شوند.
1- فرض صفر40H0
اين فرض به صورتي است که به نداشتن تفاوت ، رابطه يا اثر اشاره مي‌کند اين نوع فرضها را گاهاً فرض پوچ يا آماري نيز مي نامند.
2- فرض خلاف41
اين فرض به صورتي است که به احتمال وجود تفاوت ، رابطه يا اثر اشاره مي کند، اين نوع فرضها را گاهاً فرض تحقيق يا جانشين نيز مي نامند. فرض خلاف يا تحقيق در واقع پيش‌بيني محقق از نتايج است بنابراين فرضيه‌هاي آماري تحقيق به شرح زير نوشته مي‌شوند:
فرضيه اول:
بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
بين عدم انعطاف پذيري هزينه ها و اهرم مالي مبتني بر ارزش دفتري رابطه معني داري وجود دارد.
براي ساير فرضيه نيز به همين صورت عمل شده است

3-4- روش تحقيق
در مورد روش‌شناسي تحقيق در كتابهاي مختلف، شيوه‌ها، نظرات و ديدگاههاي متفاوتي عنوان شده است(ظهوري، 1378، ص27). تشتت‌آرا مانند ساير مباحث در علوم انساني بحدي است كه نمي‌توان در اين زمينه نظر واحدي را ارائه داد. در پژوهشهاي رشته‌هاي علوم انساني دو رويكرد وجود دارد كه عبارتند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید