مي‌رود عموم مردم و نمايندگان آن‌ها (دستگاه هاي ناظر) اين رشد را با منفعت جويي مالكان شرکت مرتبط مي‌دانند و به دنبال راهي براي کم کردن سود آن شرکت‌ها با ماليات‌ها، دعوي‌هاي انحصاري، مقررات توليد و يا کاهش کمک‌ها و پاداش‌هاي دولتي مي‌گردند؛ که همه اين‌ها باعث کاهش سود شرکت خواهد شد(همان منبع).
مديراني که باور دارند، سازمان‌هايشان پتانسيل رسيدن به سودهاي بالا را دارد ممکن است بر اعمال نفوذ بر ديدگاه سرمايه‌گذاران و عموم از شرکتشان تلاش کنند. اين تلاشها مي‌تواند توسط کارمندان دولتي و يا افزايش محافظه کاري حسابداري انجام شود. (واتز و زيمرمن 1978) استدلال کرده‌اند که محافظه کاري، خوشنامي شرکت را به وسيله تغيير چهره شرکت از سودده به شرکت کم سود در پي دارد. مديران شرکتهاي با استراتژي کسب و کار اکتشافي، تاکيد کمي بر کاهش هزينه‌هاي معاملات دارند و در عوض، سود بالقوه را براي دوره هاي حسابداري آتي حفظ مي‌کنند که براي شرکت و مديران آن، مفيدتر مي‌باشد. چنين رويکردي، منجر به افزايش سطح محافظه کاري در شرکتهاي داراي استراتژي اکتشافي مي‌شود. اين نگرش بازار سرمايه نسبت به شرکتهاي اکتشافي، ممکن است باعث شود مديران اين شرکتها به جاي تلاش در جهت بيش نمايي سودهاي جاري، آنها را براي دوره هاي آتي، نگه دارند. اين رويکرد، بطور بالقوه، منجر به افزايش سطح محافظه کاري مي شود(همان منبع).
از طرفي مالکان شرکت‌هايي که استراتژي مقاومتي را اتخاذ مي‌کنند، تمايل دارند که انتظارات خود را روي عملکرد مالي جاري قرار دهند؛ زيرا اين شرکتها ذاتاً با ثبات‌تر و داراي ريسک کمتر براي سرمايه‌گذاران هستند. در نتيجه، زماني که در خصوص رويه‌هاي حسابداري تصميم‌گيري مي‌شود؛ شرکت‌هاي با استراتژي مقاومتي؛ براي حفظ سطح خاصي از سود از طريق دستکاري اقلام تعهدي، اقدام به نگهداري شرايط فعلي مي کنند. شرکتهاي با استراتژي مقاومتي دستيابي به بازدهي کوتاه مدت را مدنظر قرار مي دهنداقدام به مديريت سود مي نمايند.
همچنين مديران واحدهاي انتفاعي در اتخاد استراتژي هاي شرکت، لازم است که شرايط محيطي و اقتصادي را موردنظر قرار دهند. زيراکه تغييرات در شرايط اقتصادي، نيروهاي عرضه و تقاضا را در شرايط رقابتي، بطور چشمگيري، تغيير مي‌دهد. از اين رو، راهبردهاي تجاري شرکتهايي که به تغييرات محيطي پاسخ مي‌دهند؛ بطور نسبي بستگي به تغييرات محيطي و راهبردهاي شرکتهاي رقيب دارد(مينبرگ، 1978). لاپورتا و همکاران9(2000) ادعا نمودند که رويه‌هاي حسابداري شرکتها تحت تاثير موقعيت شرکت بلحاظ جغرافيايي و نظارتي قرار دارد. از اين نظر، تغييرات در محيط خارجي شرکتها بر ارتباط بين ويژگي‌هاي شرکت با رويه‌هاي گزارشگري مالي، تاثيرگذار است(لويز و همکاران10، 2003).
در نتيجه، بنظر مي رسد که تغيير در شرايط کلان اقتصادي(بعنوان بخشي از محيط خارجي)، بطور بالقوه بر ارتباط بين استراتژي کسب و کار با کيفيت سود شرکتها تاثيرگذار باشد.
با توجه به مطالب ذکر شده در اين تحقيق به دنبال پاسخگويي به سوال اساسي زير هستيم:
آيا شرايط اقتصادي جامعه بر رابطه بين استراتژي کسب و کار و کيفيت سود شرکتها تاثير دارد يا خير؟
1-3)ضرورت انجام تحقيق
رقم نهايي سودخالص، حاصل يك فرايند طولاني حسابداري است كه در هر مرحله از اين فرآيند، امكان اعمال نظر و دستكاري آن توسط مديران وجود دارد. در واقع، استانداردهاي حسابداري در برخي موارد راه گريزي را در زمان بندي و اندازه گيري درآمدها و هزينه ها فراهم كرده است. از طرفي، استفاده كنندگان صورتهاي مالي، اهميت زيادي براي رقم سودخالص گزارش شده قائل هستند و اين رقم در تصميم گيريهاي آنها جايگاه ويژه اي دارد. انعطاف پذيري روشهاي حسابداري و توجه بيش از حد سرمايه گذاران واعتباردهندگان به سود خالص، اين انگيزه و فرصت را به مديريت داده است تا به منظور مطلوب جلوه دادن وضعيت شركت، در بكارگيري استانداردهاي حسابداري به صورت سلطه جويانه11 اي عمل كند (ديچاو و ديچو،2002).
هدف مديريت اين است كه شركت را در نظر سرمايه گذاران و اعتباردهندگان، با ثبات و پويا نشان دهد. كسب جايگاهي مناسب در ميان رقبا و بازار سرمايه باعث مي شود سرمايه گذاران و اعتباردهندگان نسبت به شركت نظر مساعدتري داشته باشند و شركت از صرف هزينه هاي بيشتر در رقابت با ساير شركت هاي مشابه بي نياز شود و با هزينه كمتر اعتبار و وام دريافت كند. اين در حالي است که برخي از مزاياي شغلي مديران مبتني بر سودخالص تعيين مي شود و تاکيد همه جانبه به سودخالص باعث مي شود که اين رقم بطور خاصي مورد توجه استفاده کنندگان از گزارشات مالي باشد(كوتاري و همكاران12،2008).
از طرفي در نگرش استراتژيك به تصميمات مالي، سيستم مالي به عنوان يكي از سيستم‌هاي اصلي سازمان تلقي مي‌شود كه هم خود سيستم و هم زير سيستم‌هاي آن، متناسب با اهداف و استراتژي‌ها و ساير ابعاد سازماني مي‌توانند از استراتژي‌هاي متفاوتي براي رسيدن به اهداف اصلي سازمان كه همانا بهبود و افزايش عملكرد سازماني است، استفاده كنند.
آنچه كه باعث تفاوت در عملكرد سازماني شركت‌ها، در بعد اجراي استراتژي‌هاي مالي مي‌شود، نه فقط ناشي از نوع استراتژي خاصي است كه در هر حوزه و هر زير سيستم از واحد وظيفه‌اي مالي انتخاب مي‌شوند، بلكه مهمتر و حياتي‌تر از نوع استراتژي، هماهنگي بين استراتژي‌هايي است كه در مجموعه سيستم واحد وظيفه‌اي مالي در شركت برگزيده مي‌شود.
واقعيت اين است كه در فضاي رقابتي بقا و رشد شركتها مستلزم داشتن مزيت رقابتي است و رويكردي كه مي تواند براي سازمانها مزيت رقابتي خلق كند استراتژي است. به نظر مي‌رسد كه در چنين گذاري از فضاي كم رقابت به فضاي پررقابت، از فضاهاي كم چالش، به فضاي پرچالش، انجام بحثي راجع به استراتژي در محيط كشور مفيد خواهد بود و به همين دليل محقق انجام تحقيقي درباره تاثير استراتژي کسب و کار شرکت بر کيفيت سود در شرايط اقتصادي امروز را ضروري مي داند.
1-4)اهداف تحقيق
هدف تحقيق حاضر، بررسي ارتباط بين استراتژي کسب و کار و کيفيت سود شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. مبتني بر اين هدف کلي، اهداف فرعي زير تدوين و در طول انجام تحقيق پيگيري مي شوند:
1. كمك به مديران واحدهاي انتفاعي در اتخاذ استراتژي هاي مناسب در جهت حفظ کيفيت سود شرکتها
2. تبيين تاثير استراتژي کسب وکار اتخاذ شده از سوي مدير بر کيفيت سود شرکت
1-5) فرضيه هاي تحقيق
فرضيه اول: شرکت‌هاي اکتشافي بيشتر از شرکت‌هاي مقاومتي به اتخاذ محافظه کاري در حسابداري تمايل دارند.
فرضيه دوم: شرکت‌هاي مقاومتي بيشتر از شرکت‌هاي اکتشافي تمايل به مديريت سود دارند.
فرضيه سوم: محيط‌هاي کلان اقتصادي رابطه بين استراتژي کسب و کار و کيفيت سود را تغيير مي‌دهد.
1-6)روش تحقيق
روش پژوهش اين تحقيق از نظر ماهيت و محتوا از نوع همبستگي است، که با استفاده از داده هاي مستخرج از صورت هاي مالي شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به تحليل رابطه‌ي همبستگي مي پردازد. انجام اين پژوهش در چهارچوب استدلال قياسي – استقرايي صورت خواهد گرفت. علت استفاده از روش همبستگي کشف روابط همبستگي بين متغير ها است. تحقيق همبستگي يکي از انواع تحقيقات توصيفي است.
از سوي ديگر پژوهش حاضر از نوع پس رويدادي است، يعني بر مبناي تجزيه و تحليل اطلاعات گذشته (صورت هاي مالي شرکت ها) انجام مي گيرد.
از نظر هدف اين پژوهش جزو پژوهش هاي کاربردي محسوب مي شود. پژوهش هاي کاربردي، پژوهشي هايي هستند که با استفاده از نتايج تحقيقات بنيادي به منظور بهبود و به کمال رساندن رفتارها، روشها، ابزارها، وسايل، توليدات، ساختارها و الگوهاي مورد استفاده جوامع انساني انجام مي شود. همچنين پژوهش هاي کاربردي پژوهش هايي هستند که نظريه ها، قانونمندي ها، اصول و فنوني که در تحقيقات پايه تدوين مي شوند را براي حل مسائل اجرايي به کار مي گيرد.
1-7)روش گرد آوري اطلاعات
جهت گردآوري اطلاعات مورد نياز تحقيق از روش کتابخانه اي استفاده مي شود. در اين روش، ابتدا با استفاده از منابع کتابخانه اي كه شامل کتاب، مجلات، پايان نامه ها، مقالات و اينترنت؛ مطالعات مقدماتي و تدوين فصل ادبيات و چارچوب نظري پژوهش انجام مي گيرد. در ادامه با استفاده از بانكهاي اطلاعاتي سازمان بورس اوراق بهادار تهران، سايت اينترنتي اين سازمان و نرم افزارهاي سهام مانند نرم افزار ره آورد نوين، داده هاي موردنياز براي آزمون فرضيات گردآوري مي شود.
1-8) قلمرو زماني تحقيق
1-8-1) قلمرو زماني تحقيق
محدوده زماني تحقيق شامل 5 سال متوالي از سال 1387 تا 1391 مي باشد كه بررسي فرضيات تحقيق با استفاده از داده هاي واقعي اين سالها انجام مي پذيرد. براساس هدف تحقيق اطلاعات مربوط به دوره فوق بررسي و شركتهايي كه در اين دوره در بازار اوراق بهادار حضور داشته اند؛ در آزمون فرضيات وارد مي‌شوند.
1-8-2) قلمرو مكاني تحقيق
تمامي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران كه شرايط مذكور در بند جامعه آماري را داشته باشند.
1-9) تعريف واژه گان تحقيق
استراتژي کسب و کار: استراتژي به عنوان اراده و برنامه ريزي سازمان براي دستيابي به اهداف بلندمدت سازماني و پيش بيني منابع لازم براي دستيابي به اين اهداف، تعريف شده است. که به مجموعه برنامه‌ريزي‌هايي اطلاق مي‌شود که به شرکت امکان تداوم فعاليت در بازار رقابتي محصول را اعطا مي‌کند(نورالحق و همکاران،2013).
کيفيت سود13: در سالهاي اخير اقلام تعهدي به عنوان يكي از مهمترين نشانگرهاي كيفيت سود مورد توجه قرار گرفته است. اسلوئن (1996) اثبات كرد شركتهايي كه سودي بيش از جريان وجوه نقد عملياتي گزارش كرده اند(حجم بالاي اقلام تعهدي)، در سالهاي آتي با كاهش در سود عملياتي مواجه خواهند شد. بنابراين حجم اقلام تعهدي يك شاخص خوب براي بيان كيفيت سود است(کوتاري و همکاران،2008).
محافظه كاري14: محافظه كاري بعنوان واكنش سريعتر سود به اخبار بد نسبت به واكنش سود به اخبار خوب نيز مورد توجه قرار گرفته است. هرچه واكنش سود به اخبار بد بيشتر باشد؛ سطح محافظه كاري بالاتر است. همچنين محافظه كاري بدين مفهوم بكار برده مي شود كه حسابداران بايد براي داراييها و درآمدها كمترين مبلغ ممكن و براي بدهي ها و هزينه ها بيشترين مبلغ ممكن را گزارش كنند(فرانسيس و همکاران15،2005). از اينرو امكان دارد خالص ارزش داراييها كمتر از قيمت مورد مبادله جاري تعيين شود. چنانچه محافظه کاري، منجر به ارزش گذاري کمتر دارايي ها از طريق کاهش انگيزه ها و فرصتهاي مديريت در استفاده از رويه هاي اختياري حسابداري گردد، انتظار مي رود، اقلام تعهدي کمتري در صورتهاي مالي منعکس شود. از اين جهت، در تحقيق حاضر، نسبت اقلام تعهدي به کل دارايي‌هاي شرکت بعنوان شاخص محافظه کاري مطرح شده است.
مديرت سود:
عبارت است از کم نمايي يا بيش نمايي سودخالص توسط واحد انتفاعي که از طريق انعطاف پذيري مجاز در بکارگيري اصول پذيرفته شده حسابداري و فرصتهايي دستکاري سود اعمال مي شود. در اين پژوهش، مديريت سود از طريق مدل تعديل شده جونز16(1991) و تخمين اقلام تعهدي اختياري محاسبه مي‌شود.
1-10) ساختار تحقيق
در اين فصل به کليات طرح تحقيق پرداخته شد. در فصل دوم تحقيق به مطالعه ادبيات نظري مرتبط با تحقيق و ارائه تحقيقات داخلي و خارجي انجام گرفته مرتبط با تحقيق پرداخته خواهد شد.
در فصل سوم تحقيق به تشريح روش اجراي تحقيق پرداخته‌ مي‌شود. روش تحقيق، روش اندازه‌گيري متغيرهاي تحقيق، روش آزمون فرضـيه‌ها، جمع‌آوري داده‌ها و جامعه آماري، انتخاب نمونه و قلمرو زمان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید