رنجوري ارتباط دارد. “دنيو و کوپر”3 (1998 به نقل از جعفري و همکاران،) و “آرگايل و همکاران”4 (به نقل از آراگايل، ترجمه بهرامي و همکاران ، 1995) با انجام مطالعات مختلفي همبستگي برون گرايي و شادي را به ترتيب 22% و 45% گزارش کرده اند.
روان شناسان مطالعات زيادي راجع به تاثير شخصيت در ميزان شادي انجام داده اند که همگي وجود رابطه مثبت برون گرايي با شادي را تاييد مي کنند. پژوهش طولي “کاستا و همکاران”5(به نقل از جعفري و همکاران، 1981) نتيجه جالب توجهي به دست مي دهد. آنها گزارش کرده اند که برون گرايي، عاطفه مثبت و شادي هفده سال بعد فرد را پيش بيني مي کند. اين مطالعه نشان مي دهد که برون گرايي، بهترين پيش بيني کننده شا دي و درون گرايي بهترين پيش بيني کننده عاطفي منفي و ناشادي است. ارتباط شدي با برون گرايي آنقدر مسلم و قوي است که برخي از صاحبنظران تعريف شادي را بدون در نظر گرفتن برون گرايي صحيح نمي دانند و تعريف خود از شادي را اينگونه بيان مي کنند “شادي چيزي است به نام برون گرايي ثابت”.
پژوهش هاي متعدد اين تعريف از شادي را تاييد مي کند که از جمله آنها مي توان به پژوهش فرانسيس و همکاران6 (به نقل از جعفري و همکاران، 1981) و فرانسيس (به نقل از جعفري و همکاران، 1999) اشاره کرد. برخي از صاحبنظران ارتباط برون گرايي و نشاط را با ارائه فرضيه وجود ژن شادي توضيح مي دهند. لايکن 7 (به نقل از جعفري و همکاران، 1999) معتقد است که : “40 تا 50 درصد اختلاف سطح شادي به عوامل ژنتيکي مربوط مي باشد”. اين گفته را مي توان چنين تفسير کرد که تقريبا نيمي از شادي افراد ناشي از عوامل وراثتي است و و نيم ديگر آن اکتسابي و مربوط به محيط و عوامل د يگر است.
با اين وجود هيلز و همکاران8 (ترجمه جواد زاده، 2001) مهم ترين عامل موثر بر شادي را ثبات هيجاني مي دانند، وجود درون گرايان شادي فرضيه شادي با برون گرايي بهتر از هر چيز ديگر تبيين مي شود از زير سوال برده است.
2-11-2-2- عزت نفس
عزت نفس يکي از عواملي است که تاثير آن بر ميزان شادي افراد مورد پژوهش هاي زيادي قرار گرفته و مشخص شده است که نقش مثبتي در افزايش شادي انسان ها دارد. وارت9 (به نقل از جعفري و همکاران، 2001) عزت نفس را اساسي ترين لازمه شادي مي داند. ويلسون10 (به نفس از جعفري و همکاران، 1967) گزارش کرده است که عزت نفس يکي از مهم ترين پيش بيني کننده هاي شادي است. اهميت عزت نفس در ايجاد شادي به حدي است که برخي از صاحبنظران و پژوهشگران روان شناسي شادي از جمله آرگايل (به نقل از جعفري و همکاران، 2001) آن را جزء جدايي ناپذير شادي مي دانند. شباهت زياد پرسشنامه هاي سنجش شادي و پرسشنامه هاي سنجش عزت نفس گواهي بر اين ادعا است. داينر (به نقل از جعفري و همکاران، 1984) با استناد به 11 پژوهش، به وجود همبستگي بين شادي و عزت نفس اشاره مي کند.
پژوهشات نشان مي دهد که داشنجوياني که داراي عزت نفس پايين هستند از حضور در جمع خودداري نموده و اين امر سبب گوشه گير شدن آنها و دنبال آن افسردگي مي گردد. افسردگي نيز موجب کاهش روان شناسي هنگام وجود احساس ناراحتي و عدم وجود شادي، عزت نفس افراد کاهش مي يابد به عبارت ديگر بين شادي و عزت نفس ارتباط دو سويه وجود دارد.
اما آرگايل و لو11 (به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1990) معتقدند که: “عزت نفس شادي را افزايش مي دهد اما عدم شادي موجب کاهش عزت نفس نمي شود”. مطالعات متعددي نشان داده اند، که عزت نفس و شادي با هم همبستگي، دارند که اين همبستگي 5% يا بيشتر باشد (وين هوون، به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1994) . گرب و همکاران12 (به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1996) به همبستگي 82% بين عزت نفس و شادي پي بردند.
در يک مطالعه آمريکايي، رضايت از خويشتن همبستگي بالايي (55%) با رضايت کلي داشت (کمپبل13، به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1981). هيلز و آرگايل (به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1998) همبستگي 78% را در يک نمونه انگليسي به دست آوردند. عزت نفس بيش از هر متغير شناختي ديگر، به عنوان بخشي از خوشبختي تلقي شده است. همانگونه که هيلز و آرگايل دريافتند عزت نفس نسبت به برونگرايي همبستگي قوي تري با مقياس هاي خوشبختي داشت. آريندل و همکاران 14? (به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1997) در مطالعه رضايت شغلي 1775 کارگر، دريافتند که عزت نفس با رضايت از زندگي 45% با روان نژندي 30% و با برون گرايي 10% همبستگي دارد. روزنبرگ و همکاران 15 (به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1995) اثرات اعتماد به نفس کلي و تحصيلي دانش اموزان کلاس دهم را مقايسه کردند. عزت نفس کلي، همبستگي قوي تري با شادي (55) و عاطفه منفي (435) داشت، اما عزت نفس تحصيلي ارتباط بيشتر با نمرات تحصيلي داشت.
3-11-2-2- اعتقادات مذهبي
يکي از عواملي که موجب شادي فرد مي شود ايمان مذهبي است. به نظر شواب و پترسون16 (به نقل از جعفري و همکاران، 1990): “فرد با ايماني که خداوند را حامي و مراقب خود مي داند احساس رها شدگي، پوچي و تنهايي نمي کند”. مايرز (به نقل از جعفري و همکاران، 1992) يکي از عوامل ايجاد شادي را ايمان مذهبي مي داند. ايماني که حمايت همگانيف هدفمندي، احساس پذيرفته بودن و اميد را براي فرد به دنبال دارد. گريلي17 (به نقل از جعفري و همکاران، 1975) معتقد است : “فعاليت هاي مذهبي داراي کارکردهايي هستند که نهايتا موجب افزايش شادي فردي مي گردد”.
پولوما و پندلتون18 (به نقل از جعفري و همکاران، 1990) طي پژوهشي ابعاد مختلف مذهبي بودن و سلامتي کل افراد را مورد مطالعه قرار داده اند. آنها در مطالعه ي خود به وجود ارتباط بين مذهبي بودن و احساس شادماني پي بردند، آنها دريافتند افرادي که خود را مذهبي مي دانند (نسبت به کساني که خود را مذهبي نمي دانند) سطح بالايي از شادي، سلامت جسماني و پائين بودن افسردگي را نشان مي دهند. همچنين افرادي که مذهب و مذهبي بودن را يکي از اصول مهم زندگي خود مي دانند احساس هدفمندي، اميدواري و برخورداري از حمايت اجتماعي مي کنند. پولوما و پندلتون (به نقل از جعفري و همکاران، 1991) در يک پژوهش پيمايشي که در مورد 927 نفر در ديتون اوهايو انجام دادند دريافتند که طبق اظهار نظرهاي شرکت کنندگان در پژوهش، دعا و نيايش بيشترين تاثير رادر ايجاد شادي دارد.
پژوهش هاي پولوما و گلوپ19 (به نقل از جعفري و همکاران، 1991) و برون20 (به نقل از جعفري و همکاران، 1994) نيز مويد اين امر است که دعا و نيايش قوي ترين عامل تبيين کننده ي بخشايش در افراد بوده و آنها را در کنار آمدن با مشکلات به ويژه مشکلاتي که شخصا بر آنها کنترل ندارند کمک کرده و موجب افزايش شادي در آنها مي شود. هيلز و آرگايل (به نقل از آرگايل، ترجمه بهرامي و همکاران، 1998) به کارکردهايي از جمله احساس اتصال با معبودي که بسيار قدرتمند و مقدس است، عشق، برابري و احساس جمع بودن اشاره مي نمايند. همچنين در مذاهب مختلف ايماژهيي از جمله آب، گرما، نور آتش ديده مي شود که همگي موجب افزايش شادي در افراد مي گردد. پژوهشات مختلفي راجع به تاثير ا يمان و فعاليت هاي مذهبي بر ميزان شادي افراد انجام شده است که از جمله آنها مي توان به پژوهش “هي”21 (به نقل از جعفري و همکاران، 1982) اشاره کرد. او در پژوهش خود گزارش کرده است که 61% از کساني که در مراسم هاي مذهبي شرکت مي کنند احساس آرامش و شادي و نشاط را ابراز مي کنند.
در پژوهش ديگري که توسط هالمان و همکاران22 (به نقل از جعفري و همکاران، 1987) انجام شده اين نتيجه به دست آمد که فعاليت هاي مذهبي از جمله حضور يافتن در کليسا بر ميزان نشاط افراد مي افزايد. آنها در توجيه علت اين امر به حمايت اجتماعي که حاصل از شرکت در فعاليت هاي دسته جمعي است اشاره مي کنند. کالدور23 (به نقل از جعفري و همکاران، 1994) معتقد است که افراد مذهبي نزديک ترين دوستان خود را از ميان افراد مذهبي انتخاب مي کنند و در نتيجه تعداد دوستان افراد مذهبي افزايش مي يابد و از حمايت اجتماعي بيشتري برخوردار خواهند بود و لذا کمتر احساس تنهايي مي کنند. افراد مذهبي علاوه بر داشتن احساس نزديکي به خداوند، ديد مثبتي نسبت به مردم دارند و همه اينها بر ميزان نشاط افراد مذهبي مي افزايد.
در طي اعصار، گاهي مذهب تلاش نموده تا رفتار خوب و محبت آميز را با نکوهش شادي پرورش دهد. ما به طور مستقيم يا غير مستقيم آموخته ايم که تهيدستي، رنج و از خود گذشتگي به نحوي از ما انسان هاي خوبي مي سازد. مهم است به خاطر داشته باشيم، وابستگي هاي مذهبي متمايز از رابطه ما با خداوند است. ما مي توانيم به مذهب به شيوه ديگري بنگريم، بدون اينکه به کلي آن را رد کنيم. ما براي چيزهايي که نمي توانيم کنترل کنيم، به جاي انتخاب شادي، احساس گناه، ترس يا اضطراب را بر مي گزينيم. همچنين ممکن است در اندوه ما تمايلي به سوي خودبيني وجود داشته باشيد. شايد ما افراد شاد را سبکسر، خودخواه و کم هوش بدانيم. دو عامل قدرتمند، مذهب و وجدان اجتماعي براي شاد بودن احساس گناه پديد مي آورند (ري، ترجمه پروين، 1379)
4-11-2-2- سرمايه اجتماعي
يکي از مفاهيمي که در سالهاي اخير وارد حوزه علوم اجتماعي و اقتصادي شده است مفهوم سرمايه اجتماعي است. ريچاردروز 24 (به نقل از جعفري و همکاران، 2000) سرمايه اجتماعي يا همبستگي اجتماعي را عبارت از چگونگي شبکه روابط اجتماعي، دوستي ها، احساس کنترل شخصي و اعتماد اجتماعي مي داند. او معتقد است: “سرمايه اجتماعي بيش از سرمايه انساني (ميزان تحصيلات، درآمد، موقعيت اجتماعي فرد و …) در ميزان شادي افراد جامعه موثر است.”
در پژوهشي که با همکاري دانشگاه هاروارد و مرکز بشردوستي دانشگاه اينديانا25، توسط پوتنام و همکاران26 انجام شد، محققان دريافتند که افرادي که از نظر روابط اجتماعي مهارت بيشتري دارند و بهتر مي توانند با مردم رابطه برقرار کنند نسبت به افرادي که از نظر مالي غني تر، ولي روابط اجتماعي مطلوبي ندارند، شادتر هستند.
به نظر پوتنام و همکاران سرمايه اجتماعي عبارتست از: “ارتباطاتي که بين مردم وجود دارد و محل زندگي آنها را از نظر روابط اجتماعي غني مي سازد”. آنها معتقدند که: “سرمايه اجتماعي، در واقع يک پيش بيني کننده قوي براي تعيين ميزان شادي افراد و کيفيت زندگي در اجتماع است لذا براي افزايش سطح شادي مردم سرمايه گذاري در سرمايه اجتماعي بسيار ارزشمند تر از سرمايه هاي مادي است” (هوپکه27، به نقل از جعفري و همکاران، 2001) رابينسون و دراکر 28 (به نقل از جعفري وهمکاران) نيز ضمن تاکيد بر سرمايه اجتماعي در ميزان جامعه ابعاد سرمايه اجتماعي را به شرح ذيل بيان مي کنند:
الف) اعتماد؛
اعتماد شامل سه مقوله مي باشد:
* اعتماد اجتماعي؛ يعني ميزان اعتمادي که افراد جامعه نسبت به يکديگر دارند.
* اعتماد بين نژادي؛ ميزان اعتمادي که گروهها و نژادهاي مختلف در يک جامعه نسبت به يکديگر دارند.
* تنوع روابط دوستانه؛ اينکه افراد به چه ميزان از ميان گروههاي شغلي و اجتماعي مختلف اقدام به دوست يابي مي نمايند.

“مفاهيم مربوط به بدکارکرديهاي جنسي”
مراحل
خصوصيات
اختلاف کنش
1. ميل جنسي
از خصوصيات اين مرحله اين است که فقط با ويژگي هاي فيزيولوژيک تظاهر نکرده و بازتاب انگيزه ها، سائق ها و شخصيت فرد است. وجه مشخصه اين مرحله خيالپردازي هاي جنسي و تمايل به رابطه جنسي است.
اختلال کمبود ميل جنسي، اختلال انزجار جسني، اختلال کمبود ميل جنسي ناشي از يک اختلال طبي عمومي (مرد و زن): کژ کاري جنسي ناشي از مصرف مواد به همراه تخريب ميل جنسي
2. تحريک (Excitement)
اين مرلحه شامل احساس ذهني لذت جنسي و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید