عصب شناختي قابل توجيه نمي باشد. پيش بيني مي شود که اضطراب که با فعاليت دستگاه عصبي سمپاتيک ارتباط دارد احتمال انزال را که با وساطت دستگاه عصبي سمپاتيک انجام مي شود افزايش دهد تا اينکه اثر بازداري بر آن داشته باشد.
الگوهاي سبب شناختي ديگر عواملي مانند خصومت نسبت به زنان، احساسات منفي نسبت به اندام هاي تناسلي، تعارض هاي ارتباطي، ترس از حاملگي و فقدان جذابيت جسماني نسبت بهشريک جنسي را در بازداري ارگاسم مردان مورد تاکيد قرار داده اند. عدم وجود شواهد محسوس در اين زمينه که تا حدي متاثراز نادر بودن اختلال و دشواري در به دست آوردن نمونه هاي کافي براي پژوهش مي باشد امکان ارزشيابي اين نظرات را براي ما ميسر نمي کند. اسکول و اسپرانکل پيشنهاد کردند که فقدان تحريک روان شناختي و يا جسماني (محروميت تحريک) در ارتباط با عواملي نظري مهارت ناکافي يا عدم توجه به نشانه هاي جنسي ممکن است علت مشکلات دستيابي به ارگاسم باشند.
همچنين اين پژوهشگران پيشنهاد کردند که تفاوت هايي در آستانه انزالي افراد وجود دارد و براي برخي از مردان آميزش تناسلي به تنهايي در ايجاد ارگاسم کافي نيست. اين مولفان پيشنهاد کردن که الگوي آنها تا اندازه اي با افزايش تدريجي قدرت انزال از طريق تحريک جسماني ايضافي (مثل استفاده از دستگاه ارتعاش) يا تحريک روان شناختي (مثل استفاده از ابزارهاي شهواني يا خيالبافي) مورد تاييد واقع شده است. يکي از محدود مطالعاتي که در آ ويژگي هاي مردان مبتلا به ارگاسم بازداري شده مورد پژوهش قرار گرفته است توسط دراگوتيس گزارش شده است. داده هاي اين مطالعه از 13 مردي که به يک درمانگاه ناهنجري جنسي مراجعه کرده بودند به دست آمده بود. نمونه مورد بررسي تا حدي جوان تر و آموزش ديده تر از درمان جويان مبتلا به مشکل جنسي ديگر بوده و مشکل خود را خيلي جدي در نظر نمي گرفتند – در خواست کمک معمولا تحت فشار شريک جنسي آنها صورت گرفته بود ونصب نمونه پيشنهاد، درمان را نپذيرفته بودند. در مقايسه با داده هاي به دست آمده از افراد به هنجار مردان داراي معلومات جنسي کمي بودند، قبل از آميزش پيش نوازي کمي انجام مي دادند، فاقد يک ارتباط رضايت بخش با شريک جنسي خود بودند و از وضعيت هاي جنسي کمتري استفاده مي کردند.
در هنگام وقوع آميزش مقعدي که گروه مبتلا به ارگاسم بازداري شده به آن تمايل بيشتري داشته خزانه محدود جنسي مشاهده نشده بود. دراگوتيس هيچ شواهدي مبني بر کاهش تمايل جنسي (خيال پردازي يا فعاليت) در اين نوع اختلال جنسي مشاهده نکرد و سطح افسردگي، اضطراب و خصومت نسبت به ساير انواع اختلال جنسي به ميزان کمتري مشاهده شد، هر چند که ميزان آن تا حدي در مقايسه با سطوح هنجار افزايش يافته بود. اين يافته ها اعتبار الگوهايي که نقش خصومت در انزال تاخيري را مورد تاکيد قرار داده زير سول مي برد. در عين حال نتايج مطالعه حاکي از اين مي باشد که مردان مبتلا به ارگاسم بازداري شده بيشتر خيال پردازي هاي آزارگوي آزارخواهي راتجربه کرده اند و در مقايسه با مردان مبتلا به ديگر انواع ناهنجاري جنسي ناخشنودي بيشتري را با شريک جنسي شان گزارش نموده اند. به طور کلي عنوان شده بود که ارگاسم صورت نگرفته و پيش نوازي به قدر کافي برانگيزاننده نبوده است. دراگوتيس خاطر نشان نمود که دانش ما درباره ويژگي ها و سبب شناسي بازداري روان زاد ارگاسم مردان بسيار محدود مي باشد. از آن زمان تا به حال به نظر مي رسد پيشرفت اندکي در شناخت ما نسبت به اين اختلال به وجود آمده است.
هنگاميکه انزال با مشکل مواجه مي شود، معمولا مستلزم بازداري در هر دو مرحله برون ريزي و دف عمي باشد. در موارد نادري فرآيند دفع (شامل انقباضات موزون) در غياب برون ريزي که به آن انزل خشک مي گويند ممکن است رخ دهد. کاپلان همچنين موارد نادري را گزارش نمودکه در آنها فرآيند جسماني انزال بدون هيچ گونه احساسات لذت بخشي به وقوع پيوسته بود. اختلال انزالي ديگري نيز وجود دارد که انزال پس گر ناميده مي شود که در آن مني به جاي اينکه به داخل پيشابراه بريزد در جهت خلفي و به مثانه سرازر مي شود. چنين پديده اي با احساس ذهني ارگاسم همراه مي باشد، اما هيچ انزالي از آلت تناسلي بيرون نمي ريزد. اين اختلالات معمولا ناشي از عوامل جسماني مانند مشکلات گردن مثانه يا برداشتن پروستات و برخي از انواع داروها (همانند عوارض انواع مخصوصي از داروهاي ضدروان پريشي) مي باشد تا سبب شناسي روان زاد. (هولمز، افشارزاده، 1381، 115)
7-7-2- انزال زودرس
پيدا کردن تعريفي مناسب براي انزال زودرس بي نهايت دشوار مي باشد.
DSM-III-R، انزال زودرس را به صورت انزال مستمر و عود کننده با حداقل تحريک جنسي قبل، همزمان يا بلافاصله بعد از دخول و پيش از زمان دلخواه شخص تعريف کرده است. متخصصين باليني بايد عواملي را که به مدت برانگيختگي تاثير مي گذارند مانند سن، جديد بودن شريک جنسي يا موقعيت و بسامد فعاليت جنسي را در نظر بگيرد (انجمن روان پزشکي آمريکا DSM-III-R، 1987، صفحه 295) اين تعريف ديدگاهي ذهني فرد را در مورد اينکه آيا انزال در زمان دلخواه صورت گرفته است مورد تاکيد قرار مي دهد ملاکي که متفاوت با ساير موارد استفاده در بسياري از مطالعات پژوهشي است که در آنها سعي شده ملاک هايي درباره طول مدت تحريک قبل از وقوع ارگاسم تعيين شود ماسترز و جانسون نيز رويکرد ديگري براي تعريف انزال زودرس پيشنهاد کردند، قضاوت در اين مورد تا اندازه اي به توانايي فرد در به تاخير انداختن انزال ضمن آميزش بستگي دارد تا شريک جنسي اش به ارگاسم برسد. اين تعريف به طور آشکاري نامناسب بود چرا که برخي از شريک هاي جنسي ممکن است وقت زيادي را صرف رسيدن به ارگاسم کنند چنين تغييراتي در تعريف مقايسه نتايج مطالعاتي را که در آن از ملاک هاي مختلفي براي اختلال استفاده شده است تا حدي دشوار مي سازد.
ناتان به هنگام بررسي ميزان شيوع انزال زودرس موضوع فوق را پيگيري نمود. او خاطر نشان ساخت که اکثر افرادي که از عملکرد انزالي خود ناراضي هستند با توجه به مدت تحريک قبل از انزال واحد ملاک هايي براي انزال زودرس مي باشند. از اين رو به طور کلي امکان مقايسه نتايج مطالعات مختلف وجود دارد. ناتان بر هماهنگي قابل ملاحظه نتايج مطالعات مختلف تاکيد کرد و علي رغم تفاوت هاي موجود در عبارت بندي سلولها، جمعيت هاي مورد بررسي و انجم مطالعات ميزان بروز آن را حدود 35 درصد گزارش نمود. در عين حال اسپکتور و بويل ميزان بروز پايين تر از 18 درصد را براي مشکلات شايع انزال زودرس در بين يک نمونه غير باليني از 109 مرد گزارش دادند. اگرچه برآوردها در بين مطالعات مختلف متفاوت مي باشد ولي بديهي است که انزال زودرس بي نهايت شايع مي باشد و احتمالا شايع ترين نوع مشکل جنسي در مردان است.
برآوردهاي مربوط به درصد ارجاعات درمان اختلالات جنسي که داراي مشکلات انزال زودرس مي باشند بسيار متفاوت بوده است. به عنوان مثال در نمونه ماسترز و جانسون 42 درصد مردان مبتلا به ناهنجاري جنسي انزل زودرس را تجربه کرده بودند در حاليکه در درمان جويان هاوتون تنها 16 درصد آن را تجربه کرده بودند.
اعتقاد بر اين است که با توجه به درگيري دستگاه عصبي سمپاتيک درهر دو فرآيند، عوامل مختلفي در سبب شناسي انزال زودرس دخالت دارند. تلاش هايي که براي کاهش اضطراب از طريق مصرف داروهاي کاهش دهنده اضطراب مانند: پروپرانولول، صورت گرفته است در افزايش کنترل انزال موثر شناخته شده اند و اين مساله نقش اضطراب را در انزال زودرس زير سوال مي برد.
اسپيس37 و همکاران دخالت 5 عامل بالقوه در انزال زودرس را مورد مطالعه قرار دادند تا مشخص نمايند آيا افرادي که انزال زودرس دارند در مقايسه با مردان فاقد ناهنجاري: الف) انگيختگي جنسي را سريع تر نشان مي دهند. ج) در موقعيت هاي بيشتري انگيختگي نشان مي دهد. د) براي انزال نياز به انگيختگي کمتري دارند. هـ) در آنها بين انزال ها و تلاش براي آميزش فاصله هاي طولاني تري وجود دارد. اين نتايج نشان داد که الگوهاي انگيختگي افرادي که انزال زودرس دارند با گروه مقايسه تفاوتي نداشت. اما مرداني که به ناهنجاري جنسي تمايل داشتندفاصله هاي طولاني تري را بين انزال ها و آميزش بعدي رعايت کنند. اين باعث شد که اسپيس و همکاران پيشنهاد نمايد که انزال زودرس با بسامد پايين انزال و آميزش مشخص گرديده و حتي ممکن است بوسيله آن ايجاد شود.
استراسبرگ38 و همکاران فرضيه اي را مورد بررسي قرار دادند که در ابتدا توسط کاپلان ارائه شده بود مبني بر اينکه افرادي که انزل زودرس دارند ممکن است در ارزيابي دقيق سطح انگيختگي جنسي خود درجريان آميزش بخصوص در لحظات قبل از ارگاسم ضعيف باشند. اين فرضيه حاکي از اين است که ارزيابي نادرست انگيختگي باعث مي شود که فرد کمتر قادر به جايگزيني مکانيسم هاي کنترل لازم براي حفظ سطح بالاي انگيختگي جنسي باشد. مقايسه يک گروه سيزده نفري مبتلا به انزال زودرس با يک گروه سيزده نفري مرد فاقد ناهنجاري جنسي مشخص نمود که تفاوتي در دقت برآورد انگيختگي جنسي در آنها وجود ندارد. الگوهاي انگيختگي جنسي نيز براي هر دو گروه مشابه بود. بنابراين اين فرضيه که افراد مبتلا به انزال زودرس در برآورد دقيق سطوح انگيختگي خود مشکل دارند مورد تاييد قرار نگرفت.
استراسبرگ و همکاران دريافتند که ميزان آميزش و استمنا در آزمودني هاي گروه کنترل به همان اندازه است. اين يافته ها عقيده اسپيس و همکاران را مبني بر اين که انزال زودرس ممکن است ناشي از کاهش فعاليت جنسي باشد مورد سوال قرار مي دهد. کيندر39 و کورتيس40 خاطر نشان نمودند که مطالعه استراسبرک و همکاران مستلزم اين بود که آزمودني ها رابطه جنسي منظمي داشته باشند و بسامد پايين آميزش و انزال در مطالعه اسپيس و همکاران ممکن است نشان دهنده پيامد انزال زودرس باشد تا علت آن. به عبارت ديگر تجربه منفي انزال زودرس ممکن است منجر به اجتناب از فعاليت جنسي شده باشد.
کيندر و کورتيس اظهار داشتند که ارزشيابي اين موضوع که آيا افزايش آميزش جنسي و انزال خود به خود منجر به افزايش کنترل انزال مي گردد جالب خواهد بود. الگوي پنهاني اين رويکرد بيانگر اين است که هر چقدر مدت زمان پس از آخرين انزال بيشتر باشد انزال سريعتر اتفاق مي افتد. اين موضوع بايد در مراحل بعدي بررسي شود و احتمال دخالت آن در انزال زودرس مورد بحث قرار گيرد. البته اين احتمال بايد براي هر يک از درمان جويان در نظر گرفته شود. (آرمان، زهرائي، 1382، 122)
8-7-2- مقاربت دردناک (ديسپاروني)
مقاربت دردناک به صورت درد تناسلي مستمر و عود کننده قبل در جريان و يا بعد از مقاربت در زن يا مرد تعريف شده است. اين حالت نبايد فقط ناشي از يک اختلال جسماني يا فقدان ليز شدن يا واژينيسم باشد. (انجمن روان پزشکان امريکا?? DSM-III-R، صفحه 295). به طور آشکار بسياري از مارد مقاربت دردناک به واسطه اختلالات جسماني بوجود مي آيند و اين موارد بايد قبل از اينکه به عنوان مشکل روان زاد به نظر بيايند، کنار گذاشته شوند. مجموعه وسيعي از عوامل جسماني مانندسختي و سفتي پرده بکارت، بقاياي دردناک بکارت، آندومتريوسيس، بيماريهاي التهابي کفگيرگ پيشابراه، بواسيرها، اثرات زخم برش مهبل (اپيزيوتومي)، التهاب ها، چسبندگي هاي غير عادي، عفونت ها، واکنش هاي مربوط به آلرژي همچنين يبوست، آبستني خارج از رحم، کيست ها و مقاربت هاي بسيار شديد و طولاني، در مقاربت هاي دردناک دخالت دارند. (ساندبرگ41 و کويلون، 1987) فقدان ليز شدن يکي از شايع ترين دلايل درد هنگام آميزش است. چنانچه ملاک هاي مربوط به تشخيص مقاربت دردناک روان زاد وجود داشته باشد. بايد کنار گذاشته شود. طيف وسيعي از مشکلات جسماني که ممکن است علت آميزش

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید