نشان مي دهد که 24% پاسخ دهندگان معتقد بوده اند با همسرشان در زمينه مسايل جنسي هيچ مشکلي نداشته اند، 30% کم، 16% در حد متوسط و 7% نيز اين مشکل را در حد زياد ارزيابي نموده اند.
همچنين نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که 29 درصد پاسخ دهندگان معتقد بوده اند که همسرشان فقط وقتي نياز جنسي داشته به سراغ آنان مي آمده است.
همچنين در خصوص تاثير مذهب بر يهود روابط جنسي 37 درصد معتقد بوده اند که مذهب تاثير مثبتي در تعادل روابط جنسي داشته، 11 درصد معتقدند مذهب باعث افزايش اين ارتباط شده و 22 درصد نيز اظهار داشته اند که مذهب تاثيري نداشته است. (اسماعيلي و رحمتي، 1383: 130-135)
* جابري و شمس (1386) در تحقيق به بررسي و مقايسه کژکارکرديهاي جنسي زنان و مردان پرداخته اند.
نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که 9 درصد زنان و 8 درصد مردان شرکت کننده در تحقيق اصلا به اوج لذت جنسي نرسيده اند. 34 درصد زنان و 66 درصد مردان اوج لذت جنسي را زياد تجربه نموده اند و 3/19 درصد زنان و 2% مردان اين تجربه را در حد کم داشته اند.
علاوه بر اين نتايج تحقيق نشان مي دهد که 20 درصد زنان و 12 درصد مردان بعلت عدم رضايت از روابط جنسي، خواهان ارتباط بعدي جنسي نبوده اند و لي 3/13 درصد زنان و 46 درصد مردان به گونه اي زياد خواهان ارتباط بعدي جنسي بوده اند.
7/6 درصد زنان و 4 درصد مردان احساس بروز درد را در زمان رابطه جنسي گزارش نموده اند.
نتايج تحقيق نشان مي دهد که بين بدکارکرديهاي زنان و مردان تفاوت معنادار وجود دارد. (جابري و شمس، 1386: 170-172)
* تحقيق توسط بحرينيان و ساکي (1378) بر روي جمعيتي از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتي شهر خرم آباد (تعداد 649 نفر زن متاهل با ميانگين سني 7/28 سال) به منظور بررسي اختلالات عملکرد جنسي در سال 1378 انجام شده است.
نتايج اين تحقيق نشان مي دهد هک اختلالات عملکرد جنسي در طيف کاهش ميل جنسي، انگيزش جنسي ارگاسم و ديسپاروني به ترتيب 27%، 28%، 40% و 39% از زنان گزارش گرديد که نشانگر فراواني بسيار قابل توجه اختلالات کنشي جنسي در ميان زنان مورد مطالعه است.
نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که زناني که در انتخاب همسر خود آزادي عمل بيشتري داشته اند، از اختلالات عملکرد جنسي کمتري در ميان آنها ديده شده است. (بحرنييان و ساکي، 1378)
* تحقيقي توسط افشان قاسمي و دهکردي در سال 1384 با عنوان بررسي ميزان ناسازگاريهاي زوجين و رابطه آن با بدکارکرديهاي جنسي در زنان 20-40 ساله در شهر اصفهان انجام شده است.
جامعه آماري در اين تحقيق زنان 20-40 ساله و متاهل شهر اصفهان بوده و تعداد 150 نفر به عنوان نمونه در اين پژوهش مشارکت نمودند.
ابزار جمع آوري اطلاعات در اين تحقيق پرسش نامه استاندارد سازگاري زناشويي هارموهان سينک مي باشد. همچنين از پرسش نامه محقق ساخته به منظور بررسي بدرکارکردي جنسي در ميان پرسش شوندگان استفاده شده است.
نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که بين ميزان تمايل جنسي زنان و سازگاري زناشويي آنها رابطه معناري داري وجود داشته است. همچنين نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که بين انگيزش جنسي، ارگاسم جنسي و فرونشيني جنسي و سازگاري جنسي رابطه معنادار گزارش شده است. (قاسمي دهکردي، 1384: 60-61)
مطالعه و تحقيق کاستاومک کرا با استفاده از الگوي شخصيتي پنج بندي به تحقيق پيرامون رابطه ي موجود بين خصوصيات شخصيت و سازگاري زناشويي مي پردازد.
اين مطالعه با استفاده از الگوي شخصيتي پنج بندي به بررسي رابطه ي بين خصوصيات شخصيتي و سازگاري زناشويي مي پردازد. اين نمونه 446 زوج را شامل مي شود که به پر کردن پرسشنامه ي پنج بندي نئو اقدام کردند. اين پرسشنامه به بررسي خصيصه هاي شخصيتي روان رنجوري، برون گرايي، روراستي، سازگار پذيري و وظيفه شناسي و همچنين ميزان سازگاري زوجي مي پردازد.
نتايج بررسي هاي پس رفت پلکاني يا سلسله مراتبي حاکي از اين است که نشانگان شخصيتي افراد خود سنج و دگرسنج، عوامل پيش بيني کننده مهم سازگاري زناشويي خودسنجشي هم براي مردان و هم براي زنان بحساب مي آورند. مشخص شد که نشانگان شخصيتي در پيش بيني سازگاري زناشويي در سطحي فراتر از تاثير برون شخصيتي و هم عوامل درون شخصيتي مي توانند روابط زناشويي را متاثر سازد. عوامل فراشخصيتي برجسته نشانگان شخصيتي اي چون نشانگان احساسي، رابطه اي، آزمايشي و فکري و الگوهاي انگيزشي فردي هستند که تصور مي شود که در گذر زمان ثابت و پابرجا هستند. (کاستا و مک کرا، 1992)
مطالعات متعدد حاکي از اين است که عوامل شخصيتي ويژه مي تواند سازگاري زناشويي را پيش بيني کند. براي نمونه، عوامل شخصيتي بي ثباتي زناشويي را بهتر از متغيرهاي جمعيت شناسي چون سن، سطح تحصيلات و سابقه ي طلاقهاي قبلي افراد، پيش بيني کردند. (ينتلر و نيوکام، 1987).
سازگاري1
در زندگي همه موجودات زنده تسلسلي بين پيدايش نياز و ارضاي آن به چشم مي خورد که اين تسلسل را فرايند سازگاري مي گويند. سازگاري خصلت ضروري و ضامن بقاي ارگانيزم است و داراي دو جنبه ي با ديگران و پيرامون است. (والي پور ، 1369، ص 9)
سازگاري و ناسازگاري
فرايند سازگاري و ناسازگاري را بايد خطي پيوسته، طولاني و مدرج تصور نمود که هر نقطه از آن درجه سازگاري را مشخص مي کند. اين خط فرضي ازناسازگاري مطلق (روانپريشي) شروع مي شود، به درجات ميانه (نوروزها) و سپس به کسانيکه داراي ناراحتيها و گرفتاريهاي رواني معمول مي باشند و در پايان به مرحله سازگاري و هماهنگي کامل با محيط زندگي، کارايي مطلوب و حصول آراميش خاطر انسان ها مي رسد که مقصود و غايت زندگي همه افراد بشر است. مي توان گفت حد و مرز مشخي بطور مطلق سازگاري را از ناسازگاري جدا نمي کند. (والي پور، 1369)
ناسازگار کيست؟
ناسازگار کسي است که رفتارهاي گوناگون، غير عادي و غيرطبيعي، دشوار و مزاحم دارد. فردي است انعطاف ناپذير که در شرايط گوناگون نمي تواند خود را با اعضاي جامعه و خانواده اش هماهنگ سازد. اساس ناسازگاري اين است که فردي احساس کند منافع و در خطر است و او در مسير تضاد و اصطکاک منافع است و اين امر خود زمينه اي را براي اتخاذ يک راه و روش ناسازگارانه فراهم مي کند. (قائمي، 1366، ص 53)
اريک برن معتقد است که هر انساني از سه بخش شخصيتي که در ارتباط با يکديگر نيز هستند، تشکيل مي شود:
1- بعد کودک (غرايز و سن زير 5 سال)
2- بعد والد (تربيت)
3- بعد بالغ (منطق و عقل)
بنابراين وقتي انسان مي خواهد در جامعه سازگار باشد ابتدا بايد خصوصيات شخصيتي سه بعدي خود را بشناسد و سپس وارد اجتماع شود، آن گاه خصوصيات سه بعدي طرف مقابل را نيز به طور نسبي شناسايي کند و بعد با او ارتباط برقرار کند. (اسلامي نسب، 1373)
فروپاشي زندگي زناشويي
چگونه است که ميان اشخاص که علي الاصول بايد به هم علاقمند و دوستدار يکديگر باشند، مجادله در مي گيرد و صحبت هاي تلخ رد و بدل مي شود؟ در درون عشق و عاشقي، گرايش طبيعي و عشق موجود ميان دو دلداده، بسياري از گرفتاريها را حل مي کند. اما بر سر اين روابط عاشقانه چه مي آيد، نيروهاي منطقي مي توانند اسباب فرسودگي احساس عاشقانه را بعد از ازدواج فراهم سازند. بعد از ازدواج بيم از تنها ماندن و احساس تنهايي کردن مربوط به روزگار قبل از ازدواج تخفيف مي گيرد. حالا زن و شوهر با احساس امنيت عاطفي بيشتر، ديگر پيوند زناشويي را تنها راه نجات از تنهايي قلمداد نمي کنند. زن و شوهر ممکن است بر اين نتيجه برسند که خواسته هايشان آن طور که بايد و شايد برآورده نشده است. ممکن است به اين نتيجه برسند که اگر خود به رفع خواسته هايشان اقدام کنند حتي اگر اين عمل به ضرر همسرتان تمام شود به سود آنهاست.
بناچار وقتي زن و شوهر در صدد اعمال خواسته هاي متضاد خود بر نمي آيند، مخالفت و ناسازگاري شروع مي شود. زمينه هاي اختلاف که پيوند زناشويي را تهديد مي کنند بسيار متعددند. اما چون مطلب ما راجع به سازگاري زناشويي فقط به نام آنها اشاره مي کنيم.
– صرف وقت کردن بايکديگر که چگونه مي گذرد.
– روابط جنسي، که يکي از مسائل مهم سازشي در زناشويي، سازش جنسي است که اگر به صورت رضايت بخش انجام نگيرد اختلاف و بدبختي منجر خواهد شد.
همسران در رابطه با سازش جنسي معمولا تجارب مقدماتي اندکي دارند و ممکن است نتوانند تنش هاي عاطقي ناشي از آن را به حداقل برسانند.
براي زنان سازشهاي جنسي مشکل تر است و نتايجش کمتر موجب رضايت خاطر آنها مي شود تا مردان. زيرا به عقيده متخصصان، اکثر زنان از دوران کودکي آموخته اند که تمايلات جنسي خود را سرکوب کنند. زنان در صورت تفاوت فرهنگي با شوهر نمي تواند لذت جنسي خود را ابراز کنند (شعاري نژاد، 1372: ص 58)
مواردي که در زندگي زناشويي سبب اختلاف مي شود.
1. خست
2. عصبانيت
3. دورويي
4. دروغ
5. پنهان کاري
6. پرخاشگري و خشونت
7. لجاجت
8. خودبيني و تحقير ديگري
9. بي انضباطي
وجوهي از اختلاف هاي زناشويي
1. اختلاف در خواسته ها
2. اختلاف در سليقه ها و علايق
3. اختلاف در ديدگاه ها
4. اختلاف در خلق و خوي
5. اختلاف در ميزان هوش
6. اختلاف در ابعاد معنوي
عوامل موثر در سازش با همسر
1. مفهوم همسر آرماني:معمولا مردان و زنان در انتخاب همسر يک مفهوم آرماني (ايده آل) دارند که در دوران نوجواني شکل گرفته است ولي تحقيق آن لااقل هميشه و براي همه امکان ندارد بنابراين شخص بايد از ن و با واقعيت بسازد. اين نيز احتمالا دشوار خواهد بود.
2. ارضاي نيازها: براي امکان پذيري سازش خوب، شخص ناگزير است از ارضاي برخي از نيازهايش صرف نظر کند و نيز ضروري است که هر کدام ازدو همسر نيازهاي طرف ديگر را دريابد و براي ارضاي آنها کوشش کند.
3. همانندي زمينه ها: همانندي بيشتر زن و شوهرها سازش زوجي را آسانتر مي کند. اگرچه با وجود اين همانندي باز ممکن است ديدگاه هاي آن دو متفاوت باشد و اين نيز به دشواري سازش بينجامد.
4. رغبتهاي مشترک: وجود تمايلات مشترک در زن و شوهر با هم بودن را براي آنها لذت بخش خواهد ساخت و از سازش بهتري برخوردار خواهند شد.
5. همانندي ارزش ها: همسران سازگار يا برخوردار از سازش مطلوب، ارزش هاي همانند زيادي دارند تا آنجايي که از اينگونه سازش محرومند، همانندي زمينه ها احتمالا ارزشهاي همانندي بوجود مي آورد.
6. مفاهيم نقش: غالبا هر همسر مفهوم خاصي از نقش شوهر و زن دارد که در انتظاراتش از طرف ديگر (همسر) اثر مي گذارد و نقش ايفا مي کند. حال اگر انتظارات نقش تامين نشوند به تعارض و ناسازگاري خواهند انجاميد (شعاري نژاد، 1373، ص 57)
سنين بهترين سازش
سازش هاي زوجين در بعضي از مراحل زندگي آسانتر از ساير مراحل است. چند سال اول ازدواج معمولا آمادگي بيشتري وجود دارد که زن و شوهر با نقش هاي جديد همسري سازش کنند. پس از بچه دار شدن ناگزيرند با خانه بچه دار سازش کنند. در سالهاي اول و دوم زناشويي همسران بايد با همديگر بيشتر سازش کنند و هر کدام اعضاي خانواده و دوستان طرف خود را بپذيرند و با آنها کنار آيند. در دوران انجام گرفتن اين سازش ها، غالبا نقش هايي پيدا مي شوند و از اين رو، اين دوره از زندگي زناشويي معمولا دوران بسيار طولاني است. (شعاري نژاد، 1373، ص 56)
ويژگي هايي که باعث ارتباط ناسازگارانه زناشويي مي شود:
ويژگي هاي زير در روابط زناشويي باعث ارتباط ناسازگارانه زناشويي مي شود
– اصرار و پافشاري در سخن خود.
– ديگري را مقصر و خود را بي عيب و نقص دانستن
– اصرار و پافشاري در بي گناهي خويش
– سرزنش کردن و طعنه زدن
– خود را بالاتر از ديگران پنداشتن و مسخره کردن
– احساسات طرف مقابل را درک نکردن و احساس همدردي و همدلي نکردن
– با لحن نامناسب و خشن سخن گفتن
– هميشه حالت تدافعي ب

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید